سیمای فرماندة نظامی آرمانی در اِسکندرنامه

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه هوایی شهید ستاری.

2 کارشناس زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران.

چکیده

       از جمله درونمایه­های قابل اعتنا در آثار ادب فارسی مقوله نظامیّات است. مُراد ما از نظامیات شامل آن اُموری می­شود که در آن به اَمر و رأی نظامی پرداخته می­شود. شاعران حکیم فارسی زبان آنجا که خواسته­اند اثری حماسی بیافرینند یا حتی آنگاه که به آفرینش اثری غیر حماسی پرداخته­اند از بذل توجه به این مهم غفلت نورزیده­اند. یعنی در اندیشه­های حکیمانة خود به مقولات جنگ و صُلح و آنچه به این اُمور راجع است با دقتی زاید الوصف اهتمام ورزیده­اند. نظامی گنجوی از سرآمدان عرصه ادبیات حکمی در ایران است. حجم آثار حکیم نظامی بسیار گسترده­تر از آن است که بتوان موضوع نظامیّات را عموماً و نیز موضوع مقاله حاضر را اختصاصاً در آثار او در کسوت یک مقاله بررسی کرد. بنابر این برای بجا آوردن حق مطلب با محدود کردن حوزة بررسی در آثار این حکیم پرآوازه تنها به یکی از آثار او یعنی کتاب اسکندرنامه آن هم بخش شرفنامه بسنده شد. و بررسی این موضوع را درکل اندیشه حکیم فرزانه گنجه به فرصتی دیگر محول گردید. نظامی در شرفنامه از مجموعه اسکندرنامه، اسکندر را فرماندهی آرمانی قلمداد می کند که دارای مجموعه ای از صفات ایجابی و نیز بری از صفاتی سلبی است. در این مقاله به این دو گونه صفات متعارض پرداخته شده است. صفاتی که تخلق بدانها اگر برای هر شهروند از مستحسنات شمرده شود قطعا برای نظامیان و بویژه فرماندهان نظامی از الزامات و بایسته­های نظامیگری محسوب می شود.

کلیدواژه‌ها